سال تحصيلي جديد بر دانش آموزان عزيز مبارك باد

اعياد غديرو قربان مبا رك باد

 

دانش آموزان عزيز بزودي نمونه سوال ومطالب جديد دربخش هاي مختلف سايت

گذاشته خواهد  شد

صبور بودن از داشتن ايمان است و خويشتن داري يك نوع عبادت

فهميدم ناكامي به معناي تاخير است نه شكست

خنديدن نياش است

 

گاه يك سكوت درست معجزه مي كند و تو مي آموزي كه


هميشه بودن در فرياد نيست

 

 

 

 

 

 

كفشهاي تا به تا و وصله دار من كجاست؟
خاطرات خوب و شيرين بهار من كجاست؟

كوچه هاي خاكي و باهم دويدن هايمان
شور و شوق خنده ي بي اختيار من كجاست؟

كاهگل ها عطر دفترهاي كاهي داشتند
خاك باران خورده ي ايل و تبار من كجاست؟

كو دبستان؟ كو كلاس درس؟ كو آن نيمكت؟
همكلاسي هميشه در كنار من كجاست؟

باغ سرسبز الفبا را چرا گم كرده ام؟
سطر سطر سيب هاي " آب" دار من كجاست؟

آتش پيراهنت مانده ست در من سالها
ريزعلي! تنهاي تنهايم قطار من كجاست؟

مانده جاي تركه اش بر روي دستم، كو خودش؟
درس سارا، درس شيرين انار من كجاست؟

رفت آن روباه مكار و پنيرم را ربود
زاغ خوش آواز روي شاخسار من كجاست؟

پس چه كس خط ميزند مشق شبم را بعد از اين؟
پاي تخته مهربان آموزگار من كجاست؟

ثلث اول آشنايي، ثلث دوم دوستي
ثلث سوم دستخط يادگار من كجاست؟

باز هم پاييز شد باباي پير مدرسه!
خش خش برگ درختان چنار من كجاست؟ 

 

در طوفان ها لبخند را فراموش نكنيد

دختر كوچكي هر روز پياده به مدرسه ميرفت و برميگشت، با اينكه آن روز صبح هوا زياد خوب نبود و آسمان ابري بود، دختر بچه طبق معمول هميشه، پياده بسوي مدرسه راه افتاد.

بعدازظهر كه شد، هوا رو به وخامت گذاشت طوفان و رعد و برق شديدي گرفت.

مادر كودك كه نگران شده بود مبادا دخترش در راه بازگشت از طوفان بترسد يا رعد و برق بلايي بر سر او بياورد، تصميم گرفت كه با اتومبيلش بدنبال دخترش برود.

با شنيدن صداي رعد و ديدن برقي كه آسمان را مانند خنجري دريد، با عجله سوار ماشينش شد و به طرف مدرسه دخترش حركت كرد.

اواسط راه ناگهان چشمش به دخترش افتاد كه مثل هميشه پياده به طرف منزل در حركت بود، ولي با هر برقي كه در سمان زده ميشد، او مي ايستاد، به آسمان نگاه ميكرد و لبخند ميزد و اين كار با هر دفعه رعد و برق تكرار ميشد. (!)

زمانيكه مادر اتومبيل خود را كنار دخترك رساند، شيشه پنجره را پايين كشيد و از او پرسيد: چكار ميكني؟ چرا همينطور بين راه مي ايستي؟

دخترك پاسخ داد: من سعي ميكنم صورتم قشنگ بنظر بياييد، چون خداوند دارد مرتب از من عكس ميگيرد!

باشد كه خداوند همواره حامي تان بوده و هنگام رويارويي با طوفان هاي زندگي كنارتان باشد، در طوفانها لبخند را فراموش نكنيد.

 

 

 

 

  

       

 


 

 

 

 

 

آدرس : تهران، ميني سيتي ، ازگل ، بعد از ميدان تره بار، بيدستان دوم، پلاك 23
تلفن : 22490752
آدرس رايانامه : taghavinia ymail com